تبليغاتX
MY FAVORITES - میرا

MY FAVORITES

شطرنج - ادبیات و رمان - موسیقی - سینما - روانشناسی و سایر علایق من

میرا

کتابی که در این پست می خوام معرفی کنم اسمش هست میرا   نوشته ی کریستوفر فرانک.

"میرا" طی دو سال به چاپ سوم رسید، هم اکنون چاپ پنجمش موجود است، و در تابستان امسال توقیف شد! و این در حالی است که ترجمه فارسی "میرا" با خودسانسوری های مترجم و ناشر، و با توجه به داستان کتاب و نحوه بیان آن، دلیل لغو امتیازش را تا حدودی زیر سئوال می برد. 

تجربه خواندن "میرا" تنها کشف لذت یک رمان خوب نیست بلکه کشف دنیایی وهم آلود است که گویی ما هم شهروندان چنین دنیایی هستیم و با یک شوخی سیاه در طی زمان، چیزی را که جرم است عدالت خوانده ایم و یا چیزی را که غیر عادی ترین چیزهاست عادی قلمداد می کنیم. "میرا" با تفکر و هوش نوشته شده است و در پایان خواننده با هوشش را به تفکر و همزادپنداری آگاهانه ای سوق می دهد...

و اما کمی در باره ی داستان کتاب:

فضای رمان، یک فضای سوررئالیستی وهم‌آلود و وحشتناک است. همه‌چیز در هاله‌ای از یاس و سرخوردگی و حس زیرنظر بودن می‌گذرد و شهر به مربع‌های شماره‌گذاری‌ـ شده‌ی تحت کنترل که روز به روز در حال گسترش است تقسیم شده و چراغ‌ها آن‌را در شب هم روشن نگاه می‌دارند و سربازان پیوسته در حال چرخ‌زدن هستند که کسی خلاف مقررات وضع شده عمل نکند.

دیوارها همه شیشه‌ای‌ایست و کوچک‌ترین حرکت هر شخص، از دید دیگران و سربازان پنهان نیست. آن‌چه دولت در این شهر شیشه‌ای پی آن است، القای یک خوش‌بینی دروغین است که همه ملزم به رعایت آن هستند؛ همه باید مدام بخندند و داستان‌های خنده‌دار برای هم تعریف کنند و هیچ‌چیزی برای گلایه وجود ندارد.

هم‌خوابگی عمومی، جزیی از وحدت و قانون شهروندی است و دست رد به سینه‌ی کسی زدن مستحق مجازات؛ عشق، گناهی بزرگ است، زیرا باعث تفاوت‌گذاشتن بین افراد در شهر آرمانی است و امری نپذیرفتنی. این‌گونه است که زن و مرد و پیر و جوان، موظف هستند که با هم جفت شوند و راوی داستان نیز مدام با خواهرش میرا هم‌خوابه می‌شود.

هرکس که علیه شرایط بشورد و به آن تن ندهد، به "خانه‌ی اصلاح" فرستاده می‌شود و آن‌جا با یک جراحی، نقابی روی صورت او می‌کشند تا همیشه خندان باشد و همه‌چیز را از عینک خوش‌بینی و جمع‌گرایی و دوری از فردگریزی ببیند. راوی داستان، از جمله‌ی همین افراد متفاوت است که قصد ندارد به شرایط تن دهد، اما عاقبت نمی‌تواند گریزی از آن داشته باشد و به خانه‌ی اصلاح فرستاده می‌شود و آن نقاب را روی چهره‌ی او نیز می‌کشند و به زندگی جدیدی واردش می‌کنند و در انتهای داستان شاهد هستیم که عصیان مجدد او و میرا برای برداشتن نقاب از روی چهره‌شان به مرگشان می‌انجامد.

میرا، یک رمان استعاری زیباست. حجم کمی هم دارد و بعید می‌دانم که کسی از خواندنش لذت نبرد.

 لینک دانلود کتاب رو می تونین از این صفحه پیدا کنید.    و اما سخن آخر اینکه حتما حتما حتما این رمان رو بخونین!!

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 18:12  توسط You Know Who  |