تبليغاتX
MY FAVORITES

MY FAVORITES

شطرنج - ادبیات و رمان - موسیقی - سینما - روانشناسی و سایر علایق من

معررفی کتاب: ماجرای عجیب سگی در شب

تو این پست می خوام یکی از کتاب های خوبی رو که تو عید خوندم معررفی کنم. ماجرای عجیب سگی در شب ،نوشته ی نویسنده ی انگلیسی مارک هادون.

اول با هم یه نگاهی به پشت جلد کتاب میندازیم:

 مارک هادون نویسنده، تصویرگر و فیلمنامه‌نویس انگلیسی به خاطر نگارش این کتاب جوایز بسیاری را از آن خود کرد، از جمله:
- جایزه بهترین کتاب داستانی سال ویت‌برد
- جایزه گاردین
- جایزه ساوت بانک شو
تاکنون بیش از یک و نیم میلیون نسخه از این کتاب در بریتانیا به فروش رسیده است.
به نقل از BBC

کریستوفر نوجوانی مبتلا به سندرم اوتیسم است. او به علت این بیماری خاص از درک مسائل عادی زندگی عاجز است، اما هوش فوق‌العاده‌ای دارد و دنیا را دیگرگونه می‌بیند. ماجرا با کشته‌شدن سگی در همسایگی آنها آغاز می‌شود و کریستوفر سعی می‌کند قاتل سگ را با ابتکارات منحصر به فرد خویش بیابد.
از این جهت ماجرای عجیب سگی در شب روایتی خواندنی و ویژه است.

اثری همان‌قدر شادی‌آور که غم‌انگیز ...    به نقل از Gaurdian


و حالا پارگراف اول کتاب رو مرور می کنیم:

"هفت دقيقه از نيمه شب گذشته بود. سگه، روي چمن جلوي خانة خانم شيرز دراز کشيده بود. چشم‌هايش بسته بود. انگار حدقه‌هايش به اطراف مي‌چرخيد. مثل اوقاتي که سگ‌ها خواب مي‌بينند یا دارند دنبال گربه مي‌کنند، اما سگه نه مي‌دويد و نه خواب بود. مرده بود." ...


من که به شخصه از خوندن این رمان بزرگ خیلی لذت بردم. اگه اشتباه نکنم اسم این کتاب تو "لیست 1001 کتابی که باید هر کس قبل از مرگ بخونه" هم بود. به همه پیشنهاد خوندنشو می کنم.  من و کریستوفر (قهرمان 15 ساله و عجیب غریب کتاب) چند روز از عید رو با هم زندگی کردیم...!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 0:0  توسط You Know Who  | 

دوباره سلام!

باز هم سلام! بله! تعجب نکنید! این منم که بعد از ماه ها دارم دوباره یه پست جدید میذازم!

خیلی وقت بود که حوصله ی وبلاگ نویسی نداشتم! واسه همین هم بود 3-4 ماهی وبلاگ بنده ی خدا رو به امان خدا ول کردمو اصلن هم سراغشو نگرفتم! بابا یه سر زدنی،یه آپ کردنی.... بعععله! دریغ از یه پست جدید!

 در واقع باید خدمتتون عرض کنم که بعد چندین ماه این اولین باریه که اومدم و به وبلاگ کوچولویه قدیمیه خودم یه سری زدم! اگه فرصت کنم می خوام دوباره یه سروسامونی بهش بدم و راش بندازم!..... تا ببینیم چی میشه.

تو این مدتی که گذشت مثلا قرار بود گزارش کامل لیگ شطرنج استان قزوین رو به همراه تفسیر بازیهاش قرار بدم که همونطور که قطعا مستحضرید نشد! البته جای بسی خوشبختییه که تیم ما (کارخونه ی شیشه ی استان قزوین) در آخرین لحظات موفق به قهرمانی شد (دقیقا مثل قهرمانی پرسپلیس در لیگ پارسال!).

به هرحال..... هدف از قرار دادن این پست این بود که می خواستم اعلام آمادگی کرده باشم لرای ادامهی وبلاگ نویسی! با توجه به ضرب المثل  "سالی که نکوست از بهارش پیداست" ،منم برای اثبات اینکه میخوام واقعا یه سرو سامونی به وضع وبلاگ بدم در اولین اقدام خودم قالبمو عوض میکنم! امیدوارم این حرکت انتحاری بنده مشت محکمی باشه بر دهان حسودان تنگ نظری که چشم دوباره راه افتادن این پایگاه پرطرفدار و مردمی رو ندارن!!!

یه دوستی در اینجور مواقع میگفت:BINGO !!

BINGOOOOOOO

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 22:48  توسط You Know Who  |